سالها بعد

سالها بعد
کافه که رفتی..
قهوه ات را که نوشیدی..
سیگاری روشن میکنی
چشمانت را میبندی و آرام گریه میکنی!
انگار کسی را به یاد آورده باشی..
انگار خیلی دیر باشد!!
دیدگاه ها (۳)

چه خوابی!چه پرده‌های حریری!تو خوابِ بیداری‌های من بودیمن غرق...

دیوار دردش گرفته بودوقتی به او تکیه داده بودم و به تو فکر می...

بعد از رفتنتنسبت به هر چیزی دلهره دارم!به باز شدن درزنگ تلفن...

🍷 به سلامتے🍷 روزے که↮ بالا سرم داد ↷بکشن نفس⇔ بکش↯ لعنتی♚😔 ♚...

تک پارتی جیمین...*عشق قدیمی..*جیمین با عصبانیت و کلافگی رانن...

ددی فاکر

مافیای خشن من پارت ۷ نوشته: sarii

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط