حکایت من، حکایت کسی است که عاشق دریابود، اماقایق نداشت؛ د
حکایت من، حکایت کسی است که عاشق دریابود، اماقایق نداشت؛ دلباخته سفربود، اماهمسفر نداشت؛ حکایت کسی است که زجرکشید، اماضجه نزد؛ زخم داشت، ولی ناله ای نکرد؛ نفس میکشیداماهمنفس نداشت، خندیداما غمش راکسی نفهمید..
- ۸۳۷
- ۰۴ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط