بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
نظامات اجتماعی و زندگی مدنی نیز شکل نمیگرفت.
وطن پرستی : واژۀ وطن پرستی که بسیار هم روی آن تأکید میکنند، اولاً دروغ است و ثانیاً شرک است؛ چرا که هر پرستشی، به غیر از پرستش الله جلّ جلاله، مصداق شرک می باشد.
متأسفانه، اخیراً حتی در رسانۀ ملی، به شهدای راه خدا، شیهد راه وطن میگویند، در حالی که رزمندگان همه فی سبیل الله و با شعار الله اکبر به میدان رفتند، با آرزوی دفع دشمن و یا شهادت در راه خدا جنگیدند، و البته که به حکم خدا، به حکم عقل، فطرت و قلبی که خدا داده، و به حکم شرع، از کشور، وطن و خاک میهن خود در برابر هجوم دشمنان، محافظت نمودند.
اگر دقت شود، مؤمنان به مراتب بیشتر از غیر مؤمنان از وطن خود دفاع میکنند! به گوشی نمیخزند و پنهان نمیشوند فرار نمیکنند از دشمنان خود و غریبهها تقاضای پناهندگی نمیکنند و در طی 200 سال گذشته، تنها موفقیت ایران در حفظ کشور، خاک، هویت ملی و ملت؛ در همین دوران جمهوری اسلامی ایران بوده است. این یعنی نقش ایمان.
اما، وطن دوستی، واژۀ درستی است و چنان که بیان شد، مرتبه پایینتر دوست داشتن وطن حقیقی میباشد و در همگان وجود دارد، چه ایرانی باشند، چه عرب یا اروپایی ... و حتی یک قبیله سرخپوستی یا قبایل دیگر.
ایران : این که میگویند: ایران دولت هشت هزار ساله دارد، یک دروغی برای القای افتخارات کاذب و تهییج حسّ ملی گرایی - ناسیونالیستی میباشد و هیچ سندی ندارد. بله، ایران تاریخ پنج هزار سالۀ مستند دارد که برخی احتمال هفت هزار سال را دادهاند؛ اما جغرافیا با دولت و حکومتمتفاوت است. در بسیاری از این دورانها،حکومتهای مستقلی در مناطق گوناگون وجود داشتند.
اما همانگونه که در پرسش مطرح شده بود بگویند: وطن ما به عنوان ایران و ایرانی کجاست و هموطنان ما چه کسانی میباشند؟!
کشور بحرین، یک استان ایران بود که زمان محمدرضا پهلوی از ایران جدا شد - بخشهای بسیاری از کوه های آرارات و نواحی شرقی ترکیه، در زمان پدرش، رضا پهلوی از ایران جدا شد پیش از او، کشورهای فعلی آذربایجان، ترکمنستان و ... که همه استان بودند،از ایران جدا شدند و هر چه به عقب برگردید، ایران بسیار بزرگتر از نقشۀ جغرافیایی فعلی بود.
حال،آیا آن دیار را وطن و ملتهای شان را هموطن میدانیم، یا مجبوریم به همین نقشۀ فعلی و ملتش بسنده نماییم؟!(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
نظامات اجتماعی و زندگی مدنی نیز شکل نمیگرفت.
وطن پرستی : واژۀ وطن پرستی که بسیار هم روی آن تأکید میکنند، اولاً دروغ است و ثانیاً شرک است؛ چرا که هر پرستشی، به غیر از پرستش الله جلّ جلاله، مصداق شرک می باشد.
متأسفانه، اخیراً حتی در رسانۀ ملی، به شهدای راه خدا، شیهد راه وطن میگویند، در حالی که رزمندگان همه فی سبیل الله و با شعار الله اکبر به میدان رفتند، با آرزوی دفع دشمن و یا شهادت در راه خدا جنگیدند، و البته که به حکم خدا، به حکم عقل، فطرت و قلبی که خدا داده، و به حکم شرع، از کشور، وطن و خاک میهن خود در برابر هجوم دشمنان، محافظت نمودند.
اگر دقت شود، مؤمنان به مراتب بیشتر از غیر مؤمنان از وطن خود دفاع میکنند! به گوشی نمیخزند و پنهان نمیشوند فرار نمیکنند از دشمنان خود و غریبهها تقاضای پناهندگی نمیکنند و در طی 200 سال گذشته، تنها موفقیت ایران در حفظ کشور، خاک، هویت ملی و ملت؛ در همین دوران جمهوری اسلامی ایران بوده است. این یعنی نقش ایمان.
اما، وطن دوستی، واژۀ درستی است و چنان که بیان شد، مرتبه پایینتر دوست داشتن وطن حقیقی میباشد و در همگان وجود دارد، چه ایرانی باشند، چه عرب یا اروپایی ... و حتی یک قبیله سرخپوستی یا قبایل دیگر.
ایران : این که میگویند: ایران دولت هشت هزار ساله دارد، یک دروغی برای القای افتخارات کاذب و تهییج حسّ ملی گرایی - ناسیونالیستی میباشد و هیچ سندی ندارد. بله، ایران تاریخ پنج هزار سالۀ مستند دارد که برخی احتمال هفت هزار سال را دادهاند؛ اما جغرافیا با دولت و حکومتمتفاوت است. در بسیاری از این دورانها،حکومتهای مستقلی در مناطق گوناگون وجود داشتند.
اما همانگونه که در پرسش مطرح شده بود بگویند: وطن ما به عنوان ایران و ایرانی کجاست و هموطنان ما چه کسانی میباشند؟!
کشور بحرین، یک استان ایران بود که زمان محمدرضا پهلوی از ایران جدا شد - بخشهای بسیاری از کوه های آرارات و نواحی شرقی ترکیه، در زمان پدرش، رضا پهلوی از ایران جدا شد پیش از او، کشورهای فعلی آذربایجان، ترکمنستان و ... که همه استان بودند،از ایران جدا شدند و هر چه به عقب برگردید، ایران بسیار بزرگتر از نقشۀ جغرافیایی فعلی بود.
حال،آیا آن دیار را وطن و ملتهای شان را هموطن میدانیم، یا مجبوریم به همین نقشۀ فعلی و ملتش بسنده نماییم؟!(ادامه دارد...)
- ۱۷۴
- ۱۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط