شوقی به جهانم نیست،دیدی که چِهاکردی

شوقی به جهانم نیست،دیدی که چِهاکردی
حرفی به زبانم نیست،عمرم به فَـنا کـردی

رسوای جهان گشتم،سو سوی نگاهم رفت
روزی که مرا با غــم،تنها تو رَها کـردی

رفتی و نگاه من، پشت سر تو مانـده
ای رفته ز دست من،بسیارجفا کـردی

ای کاش تو را هرگز،محتـاج نبینم من
با اینکه مرا عمری، محتاج عَصـا کردی

در حسرت و با اندوه،دستم به دعـا باشـد
روزی شوی آگاه از،ظلمی که به ما کردی

#یوسف_محقق
دیدگاه ها (۱)

r

r

گر توهمراهم نباشی وایِ من................📙 #عطار

گاهی بعضی از آدم ها می شوند مُسَکِن زندگی ماتمام درد هایمان ...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

سفیر کبیر Grand Ambassador

پارت ۸از آن شبِ دفترچه و نگاه‌ها، یک هفته گذشت. هفته‌ای که د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط