قسمت سوزی واقعا انتظار داشت مث قبل باشم هه فلش بک

قسمت 4.& سوزی #واقعا انتظار داشت مث قبل باشم هه $فلش بک& جیغ امروز بعد یه هفته کار دارم میرم پیشش بهش نگفتم سوپرایز شه راه افتادم سمت خونش مات شده بودم به تصویر رو به روم دستام دیگه قدرت نداشتن کیفم افتاد رو زمین پلاکمو گذاشتم رو هم باز اون صحنه رو دیدم نه دروغه دروغه مارکم توی بغل دوست صمیمیم بغضم شکست بی وقفه گریه می کردم جیون صدای گریمو شنید شوکه شد مارکه همینجوری نگام می کرد باسختی گفتم:مارک میشه دلیل این کارتو بگی میدونم کا بهم خیانت نمی کنی بگو مارک :دوسش دارم یه لحظه احساس حقارت کردم اما واسه عشقم باید بازم غرورمو بزارم زیر پام :پس من چی مارک :تو دختر خوبی هستی مهربونی اما ساده ای در حد من نیستی جیونم دوسته منه اون در حدته ؟؟هان مارک :اووم راستش دوسش دارم دلیل از این محکم تر ولی تو بهتر از من گیرت میاد سوزی ولی من فقط تو رو می خوام فقط تو نه آدمای بهتر از جیون :بهتر از مـــــارکــــم نیست گریم تند تر شد :مارک خواهش می کنم قول میدم هر جوری تو گفتی باشم مارک :متاسفم (با جیون رفت)
دیدگاه ها (۱۳)

متحرک

مارک متحرک

مردم تا پست رمانمو بزارم هووف قسمت 3.سوزی *نگاش کردم امکان ن...

داداش به خوشگلی کسی نداره

@hasti_kh_de2025

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط