پاییز شاید تلخ بود اما حقیقت داشت و زمستان اگرچه سرد است

پاییز شاید تلخ بود اما حقیقت داشت و زمستان اگرچه سرد است اما دلسرد نمی شود تا بهار برسد. در امتداد خاطرات هم فصل ها از هم سبقت میگیرند تا به پرسش بی پاسخ مجری برنامه ی کودک برسند که :میوه ی شب یلدا چیست؟ و من که آن روزها نمی دانستم شب یلدا همان شب چله ی خودمان است بی سبب از خیار که میوه ی با نمکی بود تا سیب که هلوی میوه هایم به شمار می رفت در ذهنم می شمردم تا به هویج رسیدم که میوه ای گیج بود چون به جای اینکه در دهان آدم برود می رفت توی دماغ آدم برفی. حتی از گیلاس که همیشه تصویرش برایم کمپوتی بود غافل نمی شدم . البته خربزه برایم به علت داشتن همزمان پروفسور حیوانات و ابله ترین جانوران در گروه میوه های خنثی قرار می گرفت و خرما هم که از کُرّگی دم نداشت؛ به اینجا که می رسیدم مجری برنامه خودش ،پاسخ را می گفت و طعم تلخ شکست مرا به بادام زمینی متصل میکرد و این سرآغاز رویای دستچین کردن آجیل بود در شهر فرنگ خیال بافی هایم. مهم نبود که آجیلش چه اسمی داشت؛ هرچه شلوغ تر بهتر! نخودچی کیشمیش مشکل گشا با انجیر خشک شده ی نارنجی رنگی که مرا بی دلیل یاد گالیور می انداخت. آنها را نگه می داشتم برای اختتامیه ی مراسم که این هم یک نوع جنون شیرین یود و انتخاب بین مابقی آنها دقیقا مثل این بود که بین بدشانس ترین خوش شانس ها و خوش شانس ترین بدشانس ها بگویی کدام یک خوش شانس ترند. من هنوز آرزوی یلدایم را در یلدای آرزوهایم سبز نگه داشته ام مثل زرد قناری ،مثل سرخی هندوانه ، مثل سپیدی برف. من هنوز دل به دریا میزنم که مرا آبی ترین جای یلدا پرتاب کند . امشب باغ من بنفش است و زمستان شبیه خواب یک تکه ابر در رنگین کمان . چایی ام سرد نشده و این یعنی که من هنوز بیدارم.

#رادیو_هفت

#رادیو_هفت_انقضا_ندارد
دیدگاه ها (۱۶)

نکند فکر کنیدر دل من،یاد #تو نیست... #مولانا

⬅ دیوار نوشته در حلب:مرا دوست بدار در ورای سرزمین های اندوه ...

برای انسان‌ها زمان هرگز دوباره تکرار نمی‌شود و هیچ‌گاه دوبار...

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دارجواب دادی و گفتی که من خوشم ...

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

♡جوجه کوچولو من♡part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط