قصه برق نگاهت مثل یک راز نهفته است

قصه برق نگاهت مثل یک راز نهفته است

مثل قصه های مجنون پر حرفهای نگفته است

اگه تو بخوای بمونم من میگم با تو می مونم

قلبت رو با هرچی خواستی پای این عشق می نشونم

روزهای سختی دوری دلتنگی اما صبوری

میگم ای خدا چی میشه اون بیاد پیشم به زودی

حرفهای نگفته ساکت توی قلب من نشسته

منتظر به دیدن تو گوشه ای تنها و خسته

اگه تو بخوای می مونم اگه تو بگی می خونم

این رو تو بدون همیشه عاشقت به پات می مونم
دیدگاه ها (۱)

وقتی جلوشون گریه میکنیم

اعتیاد من بهت.

پارت ۳۱

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

نشان سوخته.

سناریو🥂

چندپارتی جونگ کوک

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط