داده ام دل به تماشایِ نگاهِ تو عجیب

داده ام دل به تماشایِ نگاهِ تو عجیب
می دهد چشمِ تو هر بار مرا سخت فریب

به تو بخشیده خداوند در آن صورتِ ماه
منبعِ جاذبه در مرکزِ آن چشمِ نجیب

کسری از ثانیه لبخندِ تو پیچید به شهر
شده سیمایِ تو بر چهره یِ مهتاب رقیب

مثل آدم شده ام بنده یِ حوّاییِ تو
من و زیبایی و بیتابیِ از چیدنِ سیب

شیوه ی خنده ات آرامشِ احوالِ مرا
زیر و رو کرده به یک حالتِ بسیار مهیب

نا امیدی و غمِ دوری و دلتنگی و عشق
شده در دست من از مهرِ تو اینگونه نصیب

می دهی جان به من دلشده، یا می کُشی ام؟
که تو هم دردی و بیماری و هم شخص طبیب
دیدگاه ها (۲)

به خداوندی خدا دوستت دارمای تو زیباترین زیبایی ، ای رویای بی...

از عشق تو من غزلسرا خواهم شدسلطان دیار شعرا خواهم شد صدقافیه...

دوستتت دارم ، نمی دانم ، چرایش را نپرساتفاقی دل سپردم ماجرای...

به من آهسته بگو عشق سلامچه خبر از غم دنیادل من خسته نباشینفس...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

# 🌑 رقصِ آخرین ماه (#Dance_of_the_Last_Moon)## فصل اول: سایه...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

beach 𝕻𝖆𝖗𝖙2ویو ته‌یونگتوی تاریکی شب، توی کوچه‌های باریک شهر ...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐𝟐پارت ۲۲ | پشت درهای بستهصدای بسته شدن درِ آهنی ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط