هست امید زیستن از بام

هست امید زیستن از بام
چرخ افتاده را
وای بر آن کس
کز اوج اعتبار افتاده است
دیدگاه ها (۱۱)

سرایی را که صاحب نیست، ویرانی است معمارشدلِ بی عشق، می‌گردد ...

دود اگر بالا نشیند، کسر شأن شعله نیستجای چشم ابرو نگیرد،گر چ...

در سر مستی گر از زانوی من بالین کنیبوسه در لعل شراب آلود، نگ...

باد بهار مرهم دل‌های خسته استگل مومیایی پر و بال شکسته استشا...

روایت ناصر فیض از رهبر شهید

در دلِ شب، شعله بر دیوارِ شهر افتاده بود خاک، بر بالینِ ماد...

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشتسوز و گداز شمع و من و دل اثر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط