عادت کرده ام ساکت بمانم تا صدایم دیگران را نلرزاند

عادت کرده ام ساکت بمانم تا صدایم دیگران را نلرزاند

من آموخته ام آرام فریاد برآورم تا غریبه ای خود را آشنا فرض نکند

رهگذری میل به ماندن نکند و نا رفیقی دوست نشود

من باور کرده ام که سادگی ام دیگران را خوشحال می کند

من می دانم عشق را در کودکی کشته اند و تنها عکسش را برایم نگه داشته اند

من دیده ام که دستانم خشک و سرد شده اند و جز آغوش خودم پناهی نداشته اند

من شنیدم که دروغ زیاد شده اما باز فریب دروغ را خوردم

من دیده ام و درک کرده ام که باید مهر بر دهان داشته باشم و بند در دستانم

و مطیع باشم تا خوب و عادی دیده شوم

من دیگر من نیستم ٬من آن مجرمی هستم که گناهم من بودن بود

و حال محکوم به زیستنم
دیدگاه ها (۲)

من، آن روز یک عشق داشتم؛ پیروزی یا شهادت... بعضی‌ها امروز هر...

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

هواللهم اجعل مآلي الأخير الشهادةَ في سبيلك — إلى جانب مهديك،...

💚امام صادق عليه السلام:پنج چيز است كه در هر كس نباشد ، بهره ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿از درد دل خود به فغانم چه کنم؟وز زندگ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿او از هر نظر نابود شده بود ، اما انسا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿کسی که دری از امید را می‌بندد،جرمی بز...

ازیجایی به بعدفازصبرکردن تموم میشه،فازبیخیال شدن شروع میشه.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط