پارت

پارت ۸۴۸
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد....
رفت سمت میز از روش پارچو برداشت تو لیوان اب ریخت...اومد گرفت سمتم
_بخور اینو...
_/این چیه...میخوای باز چیز خورم کنی؟!
_نگران نباش چیزی نمیشه تو بخور...
چاره ای دیگه ای واسم نزاشته بود هرچی باشه انقدر زود اثر نمیکنه میتونیم فرار کنیم بعدش اثر کنه...فک نکنمم چیز بدی بده بهم...تو دهنم نگه دارم نخورمش چی؟خیلی زوم بود روم بهتره بخورمش...قرصو گرفتم خوردم...
_دهنتو ببینم...
با دستش چونه مو گرفت...اروم باز کرد..‌با دقت نکاه کرد ببینه قرصه رو خوردم یا نه...
_/حالا وقت خوابه...
دستشو انداخت زیر پاهام یه دستشم گذاشت پشتم بغلم کرد ...برد سمت تخت...بخاطر یهویی بودنش هینی کشیدم ناخوداگاه برای اینکه نیوفتم دستمو دور گردنش حلقه کردم...گذاشتتم رو تخت مشغول مرتب شدن پتو روم شد...
_چیکار میکنی شاهین ...خودم پا دارم ...
_/زنمو بغل کردم...مشکلش چیه؟بخواب دیگه..
_خواب ؟! الان!! من خوابم نمیاد خب....
_/دراز بکش میخوابی خب...
شونه هامو فشار داد تا کامل دراز بکشم...
دیدگاه ها (۳)

پارت ۸۴۹رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۵۰رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۴۷رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۴۶رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت۱۸کوک:من و دختر عموم قرار بود باهم ازدواج کنیم سولی بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط