سناریو[درخواستی]

سناریو[درخواستی]
استری کیدز
وقتی همش توی ذهن خودت میخندی و اونا فکر میکنن تو دیوانه شدی

چان:همه زن دارم منم زن دارم
چانگبین:(تو ذهنش)خدایا کمک
جیسونگ:خداروشکر ا/ت از دست رفت
فیلیکس:ا/ت خل شدی؟
هیونجین:(یعنی داره به چی فکر میکنه که میخنده؟)
لینو:خدایا نجاتم بده الان اگه با هان بودم اون اعقلش از تو بیشتره
سونگمین:من با دیونه ها خوراکی هامو تقسیم نمیکنم
جونگین:شفا
دیدگاه ها (۱۹)

وقتی...( درخواستی)

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

پارت هشتمچان بیرون اتاق خشکش زد بعد از چند بار پلک زدن چهره ...

دو پارتی پارت آخر

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

P10کانال های تلویزیون رو بی‌هدف میگشت،درواقع جسمش داشت این ک...

پارت ۴ ویو مادر تهیونگ :حق با تهیونگه ا/ت واقعا دختر خوبیه ا...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

لینو، هیونجین، جیسونگ و سونگمین امروز استیشن هد(لیسنینگ پارت...

part:11&: ا/ت، نمی‌خوای بلند بشی؟ همه دارن نگامون می‌کنن. «خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط