فیک:گودال

فیک:گودال
part¹⁵

" غیر از تلفن تهیونگ از بقیه هم باید جواب بدی ... "jk

نزدیکش شد ، خم شد تا باهاش هم قد بشه و بعد صورتشو بهش نزدیک کرد

" از لَجت با من تلفنمو جواب ندی اونجا رو ول میکنم میام هوات "jk

آب دهنشو قورت داد و یک قدم به عقب رفت

" بیرون منتظرتن "a.t

نیشخندی زد و از در بیرون رفت

دوساعتی از رفتنشو گذشته بود
بارون می‌بارید و رعد و برق وحشیانه قدرتشو به نمایش می‌گذاشت

صداش بر محیط آروم حکم فرما بود
روی مبل نشسته بود و فیلم میدید

ناگهان رعدوبرق زد و همچنین صدای باز و بسته شدن در

" [پسرا امدن؟] "a.t

از روی مبل بلند شد و به طرف در رفت
کسی نبود

" حتما صدای رعد و برق بوده اشتباهی متوجه شدم "a.t

صدای زنگ موبایلش بلند شد
به طرف پذیرایی برگشت
گوشیش از روی مبل برداشت
'جونگکوک'
خواست جواب بده که به طرف عقب کشیده شد

روی زمین افتاد
دستاش روی گلوش بود و داشت فشار میداد
از شِدَد تنگی تنفس قرمز شده بود

دیگه نمیتونست تحمل کنه
بجایی اینکه دستش روی دستاش بزاره و مانع زورش بشه
دستاش برداشت
دستشو مشت کرد و با تمام توام به صورتش زد که گردنشو ول کرد
ازش فاصله گرفت

به سرفه کردن افتاده بود
نگاهشو به طرف فَرد داد
نقاب داشت نمیتونست صورتشو ببینه

گردنبندش از زیر لباسش بیرون آمده بود
نگاهدهمون مَرد به گردنبند افتاد
فهمید که دنبال گردنبنده
سریع بلند شد و فَرد دنبالش

از دستش فرار می‌کرد
به سمتش وسیله پرتاب می‌کرد ولی این کارا مانع گرفتن گردنبند نمیشد

رسید بهش
از پشت سر گرفتنش

با ارنجش به معده فَرد زد که توی خودش پیچید
که ناگهان مشتی توی صورتش خورد
روی زمین افتاده بود و داشت همین‌طوری بهش مشت میزد

جونگکوک بود

_فلش بک_

" غیر از تلفن تهیونگ از بقیه هم باید جواب بدی ... "jk

" از لَجت با من تلفنمو جواب ندی اونجا رو ول میکنم میام هوات "jk

_پایان فلش بک_

سر حرفش مونده بود
با جواب ندادن تلفنش امدن بود دنبالش

زیر دست جئون داشت جون میداد
خون ها از زیر نقاب بیرون آمده بود
نه تکون می‌خورد نه چیزی
مثل مُرده روی زمین افتاده بود

ترسیده بود
ترس از اینکه یه وقت مُرده باشه

از روش بلند شد
اون دستی که بهش مشت زده بود خونی بود
به طرفش آمد

بدون اینکه دیگه بخواد به طرفش بیاد پرید بغلش
محکم در آغوش گرفته بودش
بدون هیچ اختیاری گونه‌شو بوسید

برای جئون عجیب بود
تا حالا دختر این کار نکرده بود
اما دروغ چرا!
خوشش آمده بود

از بغلش بیرون آمد
دست خونیش گرفت تا زخم نشده باشه و نشده بود فقط خون اون فَرد بود

" خوبی؟ "jk

" اره خوبم ، ممنون "a.t

" باهات که کاری نکرد؟ "jk

" نه اصلا فقط دنبال گردنبند بود "a.t

اسلاید۲؛ گردنبند
دیدگاه ها (۵)

فیک: گودال part¹⁶خواست به طرف فَرد بره و نقاب شو برداشت ببین...

فیک‌: شروعی به نام نفرت و پایانی به نام عشقpart⁴《 15 نوامبر ...

فیک‌: شروعی به نام نفرت و پایانی به نام عشقpart³سریع پا به ف...

فیک‌: شروعی به نام نفرت و پایانی به نام عشقpart²رشتش وکالت ب...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 47 ایزابلا آن...

#عشقی.که.هرگز.پذیرفته.نشد. #پارت7---------------------------...

اسم رمان =آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۳۶(ویو نیلسو )= با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط