بس که جفا ز خار و گل دیده دل رمیده ام،

بس که جفا ز خار و گل دیده دل رمیده ام،


همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده ام!
دیدگاه ها (۱)

تا تو مراد من دهی، کشته مرا فراق تو،تا تو به داد من رسی، من ...

ربودی دفتر دل را و افسوس، که سطری هم از این دفتر نخواندی!...

نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل،بمن هر آنکه نزدیک ا...

چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را، کسی مقیم حریم حرم نخواهد...

چون برون آید خار از دل، و دل جدا شود از زیر اوراق غبارآلود ر...

یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم مخورکلبهٔ احزان شود روزی گلس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط