ای خدا....!

ای خدا....!
ای عاشقانه ی دل من...
گفتی ؛ فاصله ات با من یک نفس است...
گفتی ؛ تو از اهل زمین جدا شو... من سکوتت را معنا میکنم...
گفتی ؛ دغدغه هایت مال من ، من عشقت را شاعری میکنم...
هان...!!
ای ارامش مطلق...
دلم تو را میخواهد ، همین کنار ، نزدیک نزدیک ، بی ترس فرداها...
دلم میخواهد تنها تو را نفس بکشد...
دلم تویی را میخواهد که مصفایش کنی...
من ؛
هنوز شبیه خودم هستم
پس:به حرمت تمام عاشقانه ها...
حال دلم را خوب کن ...حواست را پرت آرزوهایم کن...
دیر که جواب میدهی نگران میشوم ، نگران بی خودی های زندگی...
ای گرمترین مأمن...
مرا چنان در اغوش بگیر که حتی لحظه ها هم جرات گذشتن نکنند...
دیدگاه ها (۹)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

پارت دوم عروسک کوچولو بعد چند دقیقه رسیدن به عمارت شخصی کوکو...

سناریو قفل آبی پارت ۲

سناریو قفل آبی

مهمونی خطرناکپارت=17ویو اتجونگ کوک خیلی عصبی بود...خیلیفقط ا...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

#چندپارتیلینو/ا.تP:3«من می‌دونم چه احساسی داری. می‌دونم چقدر...

#in_your_eyes"ادامه پارت ۸۸"ویو کایلافقط دلم میخواست مطمئن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط