جریان زندگی در خانه پدری

جریان زندگی در خانه پدری ...

خونه همیشه گرم بود
غذا رو که می‌پخت، می‌ذاشت رو بخاری تا گرم بمونه ...
چایی همیشه تازه‌دم بود
تمام مسیر مدرسه رو تو روزهای سرد زمستون می‌دوییدم که برسم به این لحظه، لحظه‌ای که اسمش رو می‌شه گذاشت:
وقتی مامان خونه بود ...



#
دیدگاه ها (۰)

رها شده

ادامه تک پارتی: تهیونگ دست‌هاشو تو جیبش فرو کرد. «چون… ترسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط