برایش نوشتم:

برایش نوشتم:
زیر نور این آباژور
در ازدحام این قرص خواب های لعنتی
جایی در وسعت سرد این تختخواب
شب بخیر هایت گم شده است
برایم نوشت:
بخواب عادت به هیچ چیز صلاح نیست
و این منطقی ترین لالاییِ نیمه شب های من شد

پریسا_زابلی_پور
دیدگاه ها (۳)

سی سالگی به بعد که عاشق شوی دیگر اسمش را نمی نویسی کف دستت و...

افسوس آن زمان که باید دوست بداریم‌کوتاهی میکنیم..آن زمان که ...

بعد از 120روز دوری #شهرم چه زیباست...من در رقابـت با کسـی نی...

ما آخرین نسل بازی های کوچه ایمنخستین نسلی که موسیقی را از را...

این روزها،سایه هم سایه اش را گم میکنداین روزها نه شب اند و ن...

کنار سنگ سردی می نشینم که هیچ #نامی روی آن ننوشته اند؛ هیچ چ...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟭𝟵هانا بدون اتلاف وقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط