NH

NH
لعنت به من وُ عشق تو وُ وعده ی ""ما""یت
لعنت به من ِ بی شرف ِ مانده به پایت
.
له کرده غرور و دل و آیین ِ شعورم
بی میلی و سردیِ دل و زنگ ِ صدایت
.
باید بروم، ماندنم انکار ِ شعور است
نادیده بگیرم همه ی خاطره هایت
.
هی بغض و نم ِ اشک و من و بالش ِ خیسم
تکرار تو وُ خاطره ی مانده به جایت
.
کافر شدم از بعد تو، انگار دوباره
لازم شده پیغمبر و اعجاز ِ خدایت
.
من میروم آهسته و میپوسم و شاید
روزی کسی از من غزلی خواند برایت
.
دیدگاه ها (۲)

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

تا تو باشی غزلم جای کسی غیر تو نیستو در این قافیه ها جز خطِ ...

NHوقتــــــے حواســــــــت نیســـــت زیبــــــــــاترینــــ...

NHمن خدا را دیدمدر خم جاده چالوس به باران می گفت :نکند سیل ش...

.دلتنگ تو هستم که  دلم  کرده هوایت شک نیست، مرا می‌کشد این د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط