ناموقتی پسر داییت بود و بعد از سال دیدیش

نام:وقتی پسر داییت بود و بعد از ۱۵ سال دیدیش
پارت:آخر

بعد از برگشتمون به سئول همه چیز انگار فرق کرده بود یک شب درست بعد از شام همه گی نشسته بودیم به شونه جیمین زدم
ا.ت:من دیگه نمیتونم این همه مسیر بین خونه مامان اینا و خونه تورو تحمل‌ کنم باید یک جارو برای خودمون داشته باشیم
جیمین:دقیقا به همین فکر میکنم فقط میخوام یک خونه کوچیک فقط برای خودمون باشه یک جایی که وقتی درش رو باز میکنم فقط عطر تو باشه .
دستمو گرفت و با لحنی جدی تر ادامه داد
جیمین:قرار شد با پدرت بگردیم و یک خونه پیدا کردیم دقیقا همون چیزیه که میخوایم نه خیلی بزرگ و نه خیلی لاکچری با یک حیاط کوچیک که پتونم توش سبزی بکارم
ا.ت:سبزی؟توکه سبزی نمیخوری
جیمین:وقتی میخوام برای همیشه جایی زندگی کنم باید یاد بگیرم،یاد بگیرم چی میخوری و چی دوست داری
بلند شد و دستم رو گرفت و بلندم کرد
جیمین:پاشو بریم یک سر به خونه بزنیم‌
وقتی به اون خونه رفتیم هنوز بوی رنگ میداد داخل راه رو جیمین وایساد منو به سمت خودش کشید و بدون مقدمه بغلم کرد
جیمین:قول میدم هر روزی که از خواب بیدار میشم به خودم یاد آوری کنم که چقدر خوش شانسم که تونستم تورو کنار خودم داشته باشم تو همونی هستی که دنبالش بودم و تو خونه ی منی ا.ت
در آغوش اون و خونه نیمه خالی دیگه خبری از پسر دایی و دختر عمه نبود فقط من بودم و جیمین دونفری که تمام دنیارو کنار گذاشتن تا فقط کنار هم باشن
♡پایان♡


#سناریو#بی-تی-اس#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک
دیدگاه ها (۰)

موضوع:اسلاید بعدیپارت:۱هوای خاکستری عصر سنگین تر از سکوت بین...

موضوع:اسلاید بعدیپارت:۲صدای بسته شدن در اومد جونگ کوک رفته ب...

نام:وقتی پسر داییت بود و بعد از ۱۵ سال دیدیش پارت:۱۰بعد از ا...

نام:وقتی پسر داییت بود و بعد از ۱۵ سال دیدیش پارت:۹♡چند هفته...

منم میخوام برم همه جای دنیا رو ببینم آدمای مختلف رو ملاقات ک...

سناریو BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط