پارت
پارت ۲۴
رزت : این چیه؟
* بازش کردو یه انگشتر توش بود *
رزت : وایی برام انگشتر خریدی؟
کیان : اره و اینکه این یه انگشتر معمولی نیست هر وقت بپوشیش خیلی از اوقات رنگش عوض میشه
رزت : ممنون!
کیان : خواهش میکنم
رزت : بازی هم الان تموم میشه و من الان کاپوت رو بهت میدم
از دید کیان *
* رفتو یک پارچه اورد *
کیان : این چیه؟
رزت : خودت میبینی
* پارچه رو برداشت *
کیان : این عکسه منه؟
رزت : اوهوم خودم نقاشیش کردم.... نظرت چیه؟
کیان : خیلی قشنگه.. ممنون
رزت : خواهش میکنم
* عکسمو ازش گرفتم *
کیان : چرا عکس منو برام کشیدی
رزت : خب من برای عزیزانم صورت اشونو کشیدم
کیان : من برات عزیزم؟
رزت : این چیه؟
* بازش کردو یه انگشتر توش بود *
رزت : وایی برام انگشتر خریدی؟
کیان : اره و اینکه این یه انگشتر معمولی نیست هر وقت بپوشیش خیلی از اوقات رنگش عوض میشه
رزت : ممنون!
کیان : خواهش میکنم
رزت : بازی هم الان تموم میشه و من الان کاپوت رو بهت میدم
از دید کیان *
* رفتو یک پارچه اورد *
کیان : این چیه؟
رزت : خودت میبینی
* پارچه رو برداشت *
کیان : این عکسه منه؟
رزت : اوهوم خودم نقاشیش کردم.... نظرت چیه؟
کیان : خیلی قشنگه.. ممنون
رزت : خواهش میکنم
* عکسمو ازش گرفتم *
کیان : چرا عکس منو برام کشیدی
رزت : خب من برای عزیزانم صورت اشونو کشیدم
کیان : من برات عزیزم؟
- ۴۹
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط