صبح است و دلم ،

صبح است و دلم ،
در تپش لحظه‌ی دیدار ...
باز این دل من ،
گشته به امید تو بیدار ...

#سعدی
دیدگاه ها (۲)

شیرین استلحن چشم هایتوقتی که نامم را صدا می زنی...#زهره_خمری

شب را باید زل زد در چشمانش ، دستی کشید لای موهایش ، و هرم نف...

آنقدر بي صدا آمدمکه وقتي به خودت آمديهيچ صدايي جز من نبود آن...

🌸 الهی…✨ باز هم بیدار شدیم به لطف تو🌿 باز هم فرصتِ زندگی داد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط