به تاریکی آخرین خانه ام ...
به تاریکی آخرین خانه ام ...
و به تمام آنانکه می توانند و توانسته اند تو را بشناسند ...
سوگند می دهم که مرا ببخشایی و ناچیز بودنم را به بزرگی ات بپوشانی , چون همیشه که ستار العیوبی ....
در تنهایی هایم از تو خواستم با زبانِ شعرم که :
" آدمِ رانده از بهشت هیچ نداشت جز امید من از تبارِ آدمم , مرا به عفو دِه نوید "
العبدِالفقیرِالمسکینِ المُستَجیرالخائف ومُقِرُبِالذُنوب
و به تمام آنانکه می توانند و توانسته اند تو را بشناسند ...
سوگند می دهم که مرا ببخشایی و ناچیز بودنم را به بزرگی ات بپوشانی , چون همیشه که ستار العیوبی ....
در تنهایی هایم از تو خواستم با زبانِ شعرم که :
" آدمِ رانده از بهشت هیچ نداشت جز امید من از تبارِ آدمم , مرا به عفو دِه نوید "
العبدِالفقیرِالمسکینِ المُستَجیرالخائف ومُقِرُبِالذُنوب
- ۲۰۲
- ۲۰ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط