بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست هشتاد هشت 🍷🔪
ماشین و سریع روشن کردم
پامو روی گاز گذاشتم و با سرعت تموم ماشین از جا روندم
به هیچی توجه نداشتم
نه به بوق بلند ماشینا
نگاه چپ چپ عابرا
به فوشاشون ، به هیچی نگاه نمیکردم..
سرم داشت میترکید
با مشت به فرمون میکوبیدم
امیدوار بودم که الکی گفته باشن
که مثل همیشه لجبازی کرده باشه و به خاطر قهرش باشه
ولی وای به حالش
اگه زخم شده باشه
تنبیهش میکنم
نگران بودم
از نگرانی دلم دانش مثل سیر و سرکه میجوشید
سرم داشت میترکید
رسیدم
جلوی در وایسادم
بدون اینکه ماشین و قفل کنم فقط سمت خونه رفتم
زنگ و زدم
باز نکردن
دستم و گذاشتم روی زنگ که با تیکی باز شد..
خوب خوب قشنگاااام براتون پارت جدید اوردم ببشید دیشب حالم بدبود نتونستم بزارم الان تقدیم نگاه. قشنگتون. وخیلی غمیگن و داره بدتموم میش💔😭🥺🥺🤍💕
پارت دویست هشتاد هشت 🍷🔪
ماشین و سریع روشن کردم
پامو روی گاز گذاشتم و با سرعت تموم ماشین از جا روندم
به هیچی توجه نداشتم
نه به بوق بلند ماشینا
نگاه چپ چپ عابرا
به فوشاشون ، به هیچی نگاه نمیکردم..
سرم داشت میترکید
با مشت به فرمون میکوبیدم
امیدوار بودم که الکی گفته باشن
که مثل همیشه لجبازی کرده باشه و به خاطر قهرش باشه
ولی وای به حالش
اگه زخم شده باشه
تنبیهش میکنم
نگران بودم
از نگرانی دلم دانش مثل سیر و سرکه میجوشید
سرم داشت میترکید
رسیدم
جلوی در وایسادم
بدون اینکه ماشین و قفل کنم فقط سمت خونه رفتم
زنگ و زدم
باز نکردن
دستم و گذاشتم روی زنگ که با تیکی باز شد..
خوب خوب قشنگاااام براتون پارت جدید اوردم ببشید دیشب حالم بدبود نتونستم بزارم الان تقدیم نگاه. قشنگتون. وخیلی غمیگن و داره بدتموم میش💔😭🥺🥺🤍💕
- ۷.۵k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط