یشب مدیر ساختمون اومده بود دمِ درِ خونه،

یشب مدیر ساختمون اومده بود دمِ درِ خونه،
با بابام کار داشت! بابام رفت جلوی در، منم صدای آهنگو زیاد کرده بودم!
یهو بابام داد زد:
اون لامصبو خفه ش کن ببینم این چه گهی میخوره آخه!
من:))))))
بابام: /
مدیر: ((
دیدگاه ها (۱)

باران هم باشی.... این روزها همه دلواپس عمر کوتاه رنگین کمانن...

سرم را نه ظلم می تواند خم کند، نه مرگ، نه ترس، سرم فقط برای ...

اینا با هم قهرن انگار...

خرسشو....لویی خرس داره

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_66#اهورایک ماهی گذشته بود که...

یکی از چیزهای وحشتناکی که استی ژاپنی گفته این بوده که:وقتی م...

.MY GOOD MISTAKE. P2

I can be myself with himPart⁸⁷ضربه ی دیگه ای به در خورد..در ...

سناریو تهیونگ

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁵ویو: اتماشین جلوی خونه‌ی بابا مت...

پارت شانزده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط