زندان کشیده ترسی از زندان ندارد

زندان کشیده ترسی از زندان ندارد

از این نترسانم که غم پایان ندارد!



یک گوشه بامن می نشیند سردو ساکت

تنهایی ام کاری به این و آن ندارد



بیخود برایم دل نسوزان! رد شو از من

زخمی که خوردم ازخودم درمان ندارد



من کلبه ی متروکه ای بودم از آغاز

ویرانی ام ربطی به این طوفان ندارد!



طوری شکسته بندبند باورم که

دیگر به اعجاز کسی ایمان ندارد



یا من غریبی می کنم درکوچه هایش

یاطاقت بغض مرا زنجان ندارد



باور ندارد خسته باشم از پریدن

دیگر عقاب خسته ی او جان ندارد!



...



بعد ازتو دیگر باکسی کاری ندارم

یک خانه ی طوفان زده مهمان ندارد







از : رویا باقری
دیدگاه ها (۳)

ازتون میخوام بیایین وبلاگم رو پر از متن های زیباکنین بیایین ...

من وبلاگم رو درست کردم و دوست دارم با بچه های ویس کنترلش کنم...

خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت حسی شبیه آنچه که یک ج...

سفر رفتن رو خیلی ذوست دارم و تقریبا زیاد هم میرم سفر و از هر...

زندان کشیده ترسی از زندان ندارداز این نترسانم که غم پایان ند...

از مادربزرگم پرسیدم پدربزرگ برات گل خرید؟با لبخند گفت، تمام ...

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

#دلشکسته #عشق نافرجام#دلتنگی💔💔💔💔💔💔💔💔💔من فقط از خدا می خوامتو...

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

توگرنباشی،جان را چه کنم....♡💋💌❤️🖇🌹🌿🍷🍒

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط