تو تاریکی شب می‌درخشید، مثل نوری که فقط برای اون بود؛برای

تو تاریکی شب می‌درخشید، مثل نوری که فقط برای اون بود؛برای کسی که کنارش ایستاده بود،
قصد داشت آن فاصله کم را از بین ببرد اما
انگار موقعیتش نبود پس فقط به چشمانش خیره ماند.
دیدگاه ها (۰)

اولین بار که دیدمت با خودم گفتم.. چگونه می شود لبخندت را دید...

فقط چند سانتی متر فاصلست... کاش، میتونستم ببوسمت.

فقط من باشم و تو، توی یه جزیره ی ناشناخته، میخوام فقط به چشم...

سناریو ساسوناروادامه ی قسمت قبلی...ناروتو، با چشمانی گرد شده...

*birthday night*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط