داستان نویسی پارت

داستان نویسی پارت ۱۰



فصل ۳۴: بازگشت به خانه

گروه خود را در جنگل یافتند. دروازه پشت سرشان بسته شد.

همه خسته اما safe بودند. به جز رایلی...

لونا گریه می‌کرد. "اون خودش رو فدا کرد."

ناگهان صدای آشنا: "هنوز کاملاً نرفتم."

جوی کوچک از نور ظاهر شد - آخرین بخش رایلی.

---

فصل ۳۵: آغاز جدید

به شهر که بازگشتند، همه چیز تغییر کرده بود. شکارچیان و هیولاها با هم همکاری می‌کردند.

کای و لونا دست در دست هم روی پشت بام هتل ایستاده بودند.

"چه اتفاقی بعد می‌افته؟" کای پرسید.

لونا به جوی نور رایلی نگاه کرد. "ما دوباره شروع می‌کنیم. با هم."

جوی نور درخشان‌تر شد، گویی موافق بود...

و اینگونه ماجرای جدیدی آغاز شد، پر از امید و احتمالات بی‌پایان
دیدگاه ها (۲)

هازبین هتل و هلواباس hazbin hotel and hellobas ................

هازبین هتل #طنز 😂😂😂

داستان نویسی پارت ۹‌---فصل ۳۰: بیداری قدرتناگهان قلعه به لرز...

داستان نویسی پارت ۸ ---فصل ۲۶: نبرد در تالار فراموشیسایه‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط