غزل که فکرمی کنمتو هستی وتمام عشق

غزل که فکرمی کنم،تو هستی وتمامِ عشق
دوباره می سرایمت،به نام من به کام عشق
به انتخاب من نبود، گره زدی وجود من
تو بازکن دوباره این،وجودِمن ز دام عشق
نگاه کُن که سخت نیست،کنار تو فنا شدن
فقط به لحن دیگری،به من بگو پیام عشق
مگر وجود من چه بود؟کمی تبسمِ لبت
به خنده ای دلم گرفت،تو میدهی دوام عشق
هزار مرتبه اگر،زعشق توبه کرده ام
هزارویک به خنده ات،شدم دوباره خام عشق
چرا رها نمی کنی، زمن نمانده هیچ دوست
نه میکده،نه بتکده،نه مانده خم،نه جام عشق
دریغ می کنی زمن، شمیم عطر بودنت
زمان رفتنم شده،بیا بگو سلام عشق
امان زلحظه ای که پَر،فقط برای زینت است
زجنس#پروانگیم،شکسته شدمرام عشق
#ناصرپروانی
دیدگاه ها (۱)

گر بگویم که تو در خون منی ،بُهتان نیست!.." #هوشنگ_ابتهاج

ماییم که از باده بی جام‌ خوشیم هرصبح منوریم و هرشام خوشیمگوی...

برون شو ای غم از سینه که لطف یار می‌آیدتو هم ای دل ز من گم ش...

گرد آن خانه بگردم که در او خلوت توستسگ طالع شومش کیست که همص...

در دنیای سلطنت

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ ات ناراحت  : منظورت اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط