چشمانت را که به من می دوزی

چشمانت را که به من می دوزی

دامنم پر از پولک شعر می شود

پری ماهی کوچک تو می شوم

ساکن در اقیانوس آرام دلت

که با یک بوسه

عاشقت می شوم ...
دیدگاه ها (۲)

چند سالي ست كه تكليف دلم روشن نيست جا به اندازه ي تنهايي من...

آنکه رخسار ترا اين همه زيبا مي کرد کاش از روز ازل فکر دل ما ...

بگذار سر به سینه‌ی من در سکوت، دوست! گاهی همین قشنگ‌ترین شکل...

آنقدر که می توانم هر شب - بدون آنکه خوابم بگیرد از اول تا آخ...

موسیقی

طبیعت

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط