دیگر نخواهم گشت عاقل ، چای لطفا !

دیگر نخواهم گشت عاقل ، چای لطفا !
من ، یاد تو ، افکار باطل، چای لطفا!

تلخ است کام من شبیه قهوه ی ترک
غمباد جا خوش کرده در دل، چای لطفا !

میگردم عمری مثل آهوی پریشان
دنبال تو منزل به منزل ، چای لطفا!

دکتر برای درد قلبم نسخه پیچید
بی دارچین، با اندکی هل، چای لطفا!

تو، هم چنان از خاطراتم می گریزی
من، فکر و ذهنم بر تو مایل ، چای لطفا !

خم شد غرورم زیر پای بی محلیت
من له شدم ، اما چه حاصل ؟ چای لطفا !

وقتی که دست از آرزویت برندارد
باید گرفت این قلب را گل ، چای لطفا !

دیگر بریدم از تمام دلخوشی ها
مبهوت و گیج و منگ و غافل ، چای لطفا !

سیرم من از دنیا و از نامردمی هاش
اصلا کمی زهر هلاهل ....چای لطفا !
دیدگاه ها (۲)

سلام ، صبح همگی بخیر ...

آمدی طبعم شکوفا شد ، بهارانی مگر ؟!صورتم شد خیس خیس ازشوق، ب...

باران بند آمدولی نبودن تو همچنان میباردباران بند آمدولی دوست...

آنقدردوستت دارمکه پروانه ها گیج می شوندگل ها تعجب می کنندو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط