اشک امشب گشته تنها صادرات سینه ام

اشک امشب گشته تنها صادرات سینه ام
وارداتش خاطراتی تلخ از پیشینه ام

من که در اجلاس غم عضوی دمادم ثابتم
درد شد حق اضافه کاری آدینه ام

حکم تحریم خوشیها ورشکستم کرده است
همچو مرغی درقفس بی آب ودان و چینه ام

کوچه باغ و دخترخان وسپس درد فراق
حاصلش موی سپیدی گشته درآیینه ام

منکه رو اندازی ازجنس غزل دارم کنون
از ورایش بیند او هم سینه بی کینه ام

برترین کاخ همایش حومه چشمان توست
ای ابر قدرت بیا این جان و این گنجینه ام
دیدگاه ها (۱)

اشک امشب گشته تنها صادرات سینه اموارداتش خاطراتی تلخ از پیشی...

اشک امشب گشته تنها صادرات سینه اموارداتش خاطراتی تلخ از پیشی...

اشک امشب گشته تنها صادرات سینه اموارداتش خاطراتی تلخ از پیشی...

اشک امشب گشته تنها صادرات سینه اموارداتش خاطراتی تلخ از پیشی...

اشک امشب گشته تنها صادرات سینه اموارداتش خاطراتی تلخ از پیشی...

خیلی چیزا بینشون هست و خودشون متوجه نیستن :)!

enemies to love . . !

و منم اینقدرا خوش شانس نیستم ;)!

«ادامهٔ تبیینِ منشورِ قدرت (جلد دوم)»«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط