گاه می اندیشم

گاه می اندیشم

اگر می روم

هیچ جای گله ای نیست!

ما تحمل می کنیم

گرچه جدا از هم،

و روزی خواهد آمد

از سوز سرمای واپسین روزمرگی ها می گذریم

تا یخِ سالهای دیرین را بشکنیم

و تصویر خود را در آبی آرام باز شناسیم...
دیدگاه ها (۴)

پارت ۲۶ | نفر چهارمجونکوک آرام برگشت.نفر چهارم درست پشت سرش ...

ادامه سناریو

پارت ۴۴ صدای قدم‌های مدیر در راهروی بایگانی نزدیک‌تر شد.تق.....

P : 15

مافیای من — قسمت ۱۷مردی که نباید برگشته باشدراهرو برای چند ث...

داستان عاشقانه جدید

فاصله یک لبخند تا جنون

📖 آکادمی آستریاپارت سیزدهم | «بیداری»صدای باد میان درخت‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط