اسیر شده بود

اسیر شده بود
15سال بیشتر نداشت؛حتی مویی هم در صورتش نبود
سرهنگ عراقی آمد یقه شو گرفت،کشیدش بالا گفت : اینجا چکار میکنی؟؟؟
حرفت نمیزد ؛ سرهنگ عراقی گفت جواب بده
گفت ولم کن تا بگم ؛ ولش کرد
خم شد از روی زمین یک مشت خاک برداشت ، آورد بالا...
گفت اینجا خاک منه ، تو بگو اینجا چه کار میکنی؟؟
(شهید عامری)
دیدگاه ها (۵)

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 149✦...................

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۹ | «حقیقتِ نزدیک» 🖤صبح رو...

جنگل نفرین شده پارت ۳

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۷همه برای چند ثانیه به چراغ قرمز...

ابلیس

وقتی...(پارت یک)

ریاکشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط