همان یک بارهم که مرا درآغوش گرفت میخواست حرص دیگری رادر ب

همان یک بارهم که مرا درآغوش گرفت میخواست حرص دیگری رادر بیاورد!!
دیدگاه ها (۳)

رفتم هل سبز بخرم فروشنده گفت چند بسته میخوای؟؟ گفتم :هل دان ...

خره سر سفره عقد :با اجازه پدر خرم و مادر خرم و خواهر برادر ک...

کاش خوشبختی هم مانند مرگ حق بود....

سلامتی بچه های قدیم که با زغال برای خودشون سبیل میذاشتن که ش...

این مقام شماضعیف است.فکرمیکنیدزشت ازخوب ظاهرنمیشود.حق تعالی ...

خدمتگزاری که بدرگاه او چنین دیده‌است.درزمان که زندگی ماغم ان...

مرا به خاطر دل شکسته ام ببخش..‌مرا که از ندیدن تو خسته ام بب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط