یه روز تو آپارتمان سوار آسانسور شدم

یه روز تو آپارتمان سوار آسانسور شدم
یه خانمی گفت: سلام.....چطوری...خوبی؟
گفتم: الحمدللّه
دستشو گذاشت روی هدفونش که یعنی دارم با موبایل صحبت میکنم
منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم شروع کردم گفتم: الحمدللّه...الحمدللّه...الحمدللّه
دیدگاه ها (۶)

اینجا مجازیه دل نبند.دل بستی دل بِکن.ناراحتش کنی بلاک میشی ب...

اسم شهرتونو بنویسید ببنیم کدوم شهر پرچمش بالاتره

رمان : آیدل من پارت :«اخر»ویو «جونگکوک»کنسرت تموم شد .... می...

𝓹𝓪𝓻𝓽 23ات ویورفتم تو دیدم اعضا نیستن رفتم کل خونرو گشتم ات:ا...

رومان عشق مافیا پارت 27 ترو خدا یہ لایک کنی جایہ دوری نمیرہ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط