میخوام باهات دردودل کنم،خیلی طولانی نمیشه...امروز پدرم می

میخوام باهات دردودل کنم،خیلی طولانی نمیشه...امروز پدرم میخواست منو ببره تیمارستان،همیشه میگه تو دیوونه ای،چندتادکترم منو نشون داده،از بچگیم این کارش بود...همیشه یه طوری باهام رفتارمیکنه که خودم باورم شده مشکل از منه.امامن بایدسال دیگه کنکور بدم وپزشکی بیارم.نباید سردبشم.من بااااایدپزشکی بیارم.توی این دنیاهیچکس ازمن شکایتی نداشته باهمه خیلی خوب بودم حتی اگه دوستشون نداشتم.فقط پدرم هرروز سرکوفت میزنه و دادمیکشه سرم که من نمیتونم.رتبه امسالم خیلی خوب نشدامااینم به خاطر دعواهای بابام طی سال تحصیلی قبلش بود،و قبل ترش،و خیلی قبل تراش،،،همیشه به خودم میگم اگه لازمه گریه کنی این کاروبکن،اما هرگزتسلیم نشو و ادامه بده.من خیلی آدم اجتمایی نیستم که اونم به لطف تحقیروتخریبای پدرمه.امسال میخوام بدون چندتاکتاب کمک درسی_باوجوداینکه خیلی بهشون نیازدارم_و هیچ کلاسی،پزشکی بیارم.تو نظرت درمورد من چیه؟
دیدگاه ها (۱)

میخوام بگم که همین الان خودکشی برام ساده ترین کار ممکن توی د...

دارم میبینم هر اونچه رو که نباید...خیلی چیزا دیدگاهمو عوض کر...

این من دیگر من نیست،دشمن است و،دشمن لجن است...

کتاب قهوه سرد آقای نویسنده.بچه ها خواهشا کسی داستانشو میدونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط