I'm not jealous

I'm not jealous
part 54
امروز سومین روزی بود که با جونگکوک بودم
و الان می‌خوام برای اولین قرار رسمی مون آماده بشم
حالا یک جوری میگم رسمی مردم فکر میکنن عمو تر تر عزیزم (ترامپ)با پزشکیان میخواد دیدار کنه
البته این از اون مهم تره من می‌خوام جونگکوکم دو ببینیم
دیگه میتونم میم مالکیت رو اسمش بزارممم
چند روز دیگه هم از کیم مینجی تبدیل به جعون مینجی میشیم
این چند روز اینقدر لبخند زدم عضلات صورتم درد گرفت
البته به دردش می ارزید
از اون روز که جیمین رو توی پارک دیدم ازش خبری ندارم
اونم یه زمانی کاندید برای پسر هایی غریبه ای که یک روز تبدیل به دوست پسرم میشن بود
ولی ملکه ی قلبم...چیز همون پادشاه قلبم از اول جونگکوک بود
نمیگم کراش نزدماا
ولی جونگکوک یه چیز دیگه بود
مخصوصا طعم..
منحرف نشدیا منظورم لباش نه چیز گونش بود
دفترچه خاطرات مو بستم و کیفمو برداشتم
خوشحال و شنگول از عمارت زدم بیرون
در حالی که سر شار از انرژی مثبت بودم روزم با دیدن یک عدد گوریل حال بهم زن لاتین خراب شد
مدیونید فکر کنید منظورم دنیلا بود
دختره ی ایکبیری در حالی که یه تاپ و شلوارک جذب کوتاه پوشیده بود و همه ی دار و ندارشو می‌لرزوند به سمتم اومد
موهاشو یک طرف صورتش ریخته و با لحن لوندی گفت

₱اهههه دختر عنه تو اینجایی

نزدیک بود عق بزنم
نه که صفت خودشو به دیگران نسبت میداد
قیافه ام رو کج کردم که یه لبخند حرص دراری زد

₱اه..معذرت نمی‌خوام..خودت می‌دونی کره ای خیلی قوی نیست..من لاتینم دیگه بالاخره چه دلیلی داره زبون شما چشم گربه ای ها رو یاد بگیرم

از شدت فشار به سمتش رفتم و سیلی ای به صورتش زدم

+آه ببخشید..من دستم کنترلش دست خودم نیست..اههه..آخه می‌دونی چه دلیلی داره با میمونا حرف بزنم وقتی زبون خودشون رو بلد نیستن

بعد هم خیلی شیک زبونی براش در آوردم
و از خونه بیرون زدم
اینقدر آه اههه می‌کنه آدم فکر می‌کنه داره به یکی میده
سوار ماشینی شدم و خودمو به لوکیشنی که جونگکوک داده بود رسوندم
چون رفته بود یه سر به شرکت بزنه تنها اومدم
یه کافه ی خیلی شیک توی گانگنام بود
در رو باز کردم و وارد شدم
از همون اول بوی یاس می اومد
خیلی شیک بود و وایب سلطنتی داشت
کافه تمی‌ سفید داشت
کف و سقف حتی دیوار هاش با سنگ مرمر نما کاری شده بود
یه پیشخدمت یه سمتم اومد و گفت

؟خانم‌ کتتون رو به من بدید

اوووو اینا چه باکلاسن
کتمو دستش دادم که به سمت میزی که جونگکوک‌ رزرو کرده بود راهنماییم کرد
موسیقی کلاسیکی توی پس زمینه داشت پخش میشد که بوی پول میداد
نگاهی به اطرافم انداختم همه ی میز ها رزرو شده بود
از پیرمرد که از بوی عطرش هم معلومه از اون خر پولای سعوله و دخترای دبیرستانی ای که داشتن پولاشونو توی چشم هم میکردن
یهو یادم اومد خودمم دبیرستانی هستم و خودم هم مثل اونا با وسواس لباسمامو انتخاب کردم
چرا یهویی احساس بزرگی کردم؟

_دیر که نکردم؟

با صدای جونگکوک سرمو بالا گرفتم و از سر تا پاشو رصد کردم
کت و شلواری مشکی و رسمی پوشیده بود
موهاشو صاف زده بود بالا که مردونه تر نشونش میداد
واقعا که همه جوره جذابه
لبخندی زدم و گفتم
+نه منم تازه رسیدم تازه رسیدم
دیدگاه ها (۰)

I'm not jealous part 55با احساس اینکه چند نفر بهم را زدم سرم...

حمایت شهههه

I'm not jealous part 53خلاصه پدربزرگت به حدی به دایی بزرگت ا...

I'm not jealous part 52+پس ماجرای سرطان؟/همش دروغ بود..میخوا...

‏🐺[۱۶:۱۹ ~ ۱۶:46 به وقت کره]آه، راستی، می‌خوام یه بار دیگه ا...

......//برده ی زیبا//......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط