دلتنگم….

دلتنگم….
لبخند دروغکی چرا….؟؟
خوب نیستم . . .
مثل قرصی که نیمه شب ، بدون اب گیر می کند.
گیر کرده ام در گلوی زندگی . . .!!!
کاش می توانستم راحت حرف بزنم . . .
چیزی بگویم از دلتنگی
میان ادم های این روزگار
فقط می گویم دلتنگم
این سکوت را دوست دارم
لال بودن را ترجیح میدهم ، وقتی کسی نیست عمق درد پنهان شده در حرفهایم
را حس کند…
دیدگاه ها (۲)

جای مردان نیستم ...اما از پدرم یاد گرفته ام ...هیچگاه باعث ا...

عاشق باشی، اما عاشقی کردن بلد نباشی، باختیبراش بمیری و روزی ...

تقدیم بـه شما خـوبان امیدوارم امروز بهترینها ...

برای فــرار از تنهایی دردپناه آوردیم به دنیای مجازی واقعیت ر...

جنوب قلب ایران است...وقتی صدای سنج و دَمام در کوچه‌ها می‌پیچ...

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط