ظهور ازدواج
ظهور ازدواج )
( فصل سوم ) پارت ۶۰۸
هوا خوب بود اما براي ريه هاي حيلي حساس جیمین میترسیدم سرما بخوره و حالش بدتر شه و اروم پالتومو در اوردم و روي شونه جیمین انداختم. اخم غلیظی کرد و داغون گفت: برش دار خوبم تند گفتم میدونم ولی اینطور بهتره... لجباز پالتومو برداشت و اخمو سمتم گرفت. ناراحت گفتم بداخلاق و پالتو رو از دستش کشیدم هنوز غرورش حرف اول رو میزد فرد-دوست- نيكول يه دكتري رو بهش معرفی کرده.
( فصل سوم ) پارت ۶۰۸
هوا خوب بود اما براي ريه هاي حيلي حساس جیمین میترسیدم سرما بخوره و حالش بدتر شه و اروم پالتومو در اوردم و روي شونه جیمین انداختم. اخم غلیظی کرد و داغون گفت: برش دار خوبم تند گفتم میدونم ولی اینطور بهتره... لجباز پالتومو برداشت و اخمو سمتم گرفت. ناراحت گفتم بداخلاق و پالتو رو از دستش کشیدم هنوز غرورش حرف اول رو میزد فرد-دوست- نيكول يه دكتري رو بهش معرفی کرده.
- ۵.۰k
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط