ابزارهای این یکسانسازی را هم در دو رویکرد میتوان پی گر

ابزارهای این یکسان‌سازی را هم، در دو رویکرد می‌توان پی گرفت؛ نگاهی که “آنها” به هنر دارند و محتوایی که در کتاب فارسی گنجانده‌اند؛ درواقع از همین دو فضای تخت که تمامی روزنه‌های تخیل را می‌بندد، و راه را بر خلاقیت مسدود می‌کند، صدای دیگریِ بزرگ با میل مهارناپذیرش به یک‌دستی، شنیده می‌شود.
“ژیژک” در توصیف نقش دیگری در باورهای ما، حکایت مردی را نقل می‌کند که فکر می‌کند یک دانه‌ی گندم است و به یک مرکز روان‌درمانی معرفی می‌شود تا روان‌پزشک قانعش کند که دانه‌ی گندم نیست! وی پس از گذراندن دوره‌ی درمان، به محض بیرون رفتن، سرآسیمه برمی‌گردد و می‌گوید که یک مرغ جلوی درب ساختمان است. دکتر به او می‌گوید: تو خوب می‌دانی که یک دانه‌ی گندم نیستی و یک آدم هستی. مرد پاسخ می‌دهد: بله، من کاملا به این نکته آگاه هستم، اما آیا مرغ هم این را می‌داند؟!
بیشتر بخوانید






اکثر معلمین در این سیستم آموزشی، درست در مقام آن مرد با تردید اساسی‌اش قرار دارند؛ آنها می‌دانند دانه‌ی گندم نیستند، آنها برای دانه‌ی گندم شدنِ بچه‌ها دل می‌سوزانند، اما سایه‌ی هول سیستم با نُک گزینش کننده‌اش طوری احاطه‌شان کرده، که با عجله برمی‌گردند و می‌گویند: “ما یک دانه‌ی گندمیم”، تا تکلیف ذهنی خود را در این مواجهه روشن کرده باشند. آنها “انتخاب” می‌کنند تسلیم شوند و خود را از عواقب سریالیِ سرپیچی مصون نگه می‌دارند.
این تمایلِ به‌ظاهر انتخابی، درواقع تمکین به میل دیگری‌ست و ماهیتی متکی به “او”ی رسمی دارد؛ دیگری‌ای با تکثیر محتوای یک‌دست‌اش در کتاب‌ها و روش‌های تدریس؛ دیگری‌ای که لب بزرگ سخنران‌اش بی‌وقفه حرف می‌زند و بدون معطلی، حرف‌شنوی می‌خواهد.
دیدگاه ها (۱)

اما راه نجات در میانه‌ی این صدای هولناک چه سویی‌ست؟در کتاب “...

با فاصله گرفتن از مشکلات دیگران به اهدافمان نزدیکتر نمی شویم...

جامعهمقاومت فانتزی! (در نقدِ خلاقیت‌کُشیِ دوران ابتدایی)سیست...

مردم اینجا با شعور و آگاهی ‏زندگی نمی‌کنند. از آگاهی خود ‏تر...

در کتاب خاطراتش می گوید: به امام ره درسال ۵۸ در قم گفتم، شما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط