【💙🖇️】

【💙🖇️】
از همون بچگی نمیتونستم با آدما ارتباط برقرار کنم ، اصلا احساساتی نبودم ، هیچوقت نیازی نداشتم به هیچکس ، همیشه میرفتم تو اتاقم درو می‌بستم موزیک گوش میدادم و از پنجره اتاقم به بیرون نگاه میکردم ، تنهایی میرفتم بیرون ، تنهایی میرفتم سینما و فیلم مورد علاقمو میدیدم ، گاهی وقتا خسته میشدم اما به حال و روز آدمای دورم که نگاه میکردم تنهاییامو دودستی بغل میکردم و یه لبخند میزدم و از ته دل احساس خوشبختی میکردم ! =)
دیدگاه ها (۱)

فیک تهیونگ

اخرین دعا 28

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣37🦋)✥(ویو ۷ دقیقه ی بعد)ظرف هارو شستم و دستام ...

#in_your_eyespart_77ویو کایلاچند ساعت از رفتن یونا گذشته بود...

جدایی

وقتی میاین ایران ولی تحریک میشه...با تعجب خییلییی زیاد نگاشو...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۱(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان: ۴:۳۹)**م...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 166♡⁠。⁠)⁩حتي اگ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰¹با دست گرمش دستم رو گرفته بود..مثل ا...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط