آن سوی نیمه شب

آن سوی نیمه شب
در کوچه های بن بست خیالم
دلم برای تـــــــو تنگ میشود
وقتی که باد
رقص قاصدک ها را فریاد میزند
و من سرگشته ام
در لحظه های تلخ تنهایی خویش
من و تو دو تنهای بی نصیب.
دیدگاه ها (۰)

توقع زیادی ستکسی باشد که تو را ،"به خاطر خودت بخواهد"تو بالا...

"پاییز جان" !🍂تا میتوانی زرد شوانار هایت را قرمز کن.... برگ ...

لعنت ... به «شـب هـایی» کهبـی تـو نـه مهتـاب دارنـدو نـه ستـ...

سالهاستـــــ فهمیدم گفتن :دوستـــــــــت دارم چیزے را عوض نم...

تو هیچ وقت نباید بفهمی....که لشکرِ خاطراتت...چگونه بغض قلمم ...

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط