🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:
🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:
✍🏻 پارت دوم:
وینسنت چند لحظه دیگه اونجا وامیسته و بعد از یه مدت میره پایین.. خیلی جدی میشینه سر میز تا با ولنتینو و ولوت حرف بزنه..
_ من.. باید راجب یه موضوع جدی باهاتون.. حرف بزنم..
× منظورت مشورته؟
+ منظورش همونه..
ولنتینو به صندلیش لم میده و یه لبخند کوچیک گوشه لبشو میگیره..
_ باش باش، میرم سر اصل مطلب.. هردوتون میدونین که.. (یکم مکث میکنه) این مدت برام سخت بوده که با اون اتفاق کنار بیام.. و.. از همه فاصله گرفتم..
+ بهت گفتم که مجبور نیستی..
* ولوت حرف ولنتینو رو ادامه میده..
× داری بیخودی حرص میخوری..
+ میتونی فراموشش کنیـــ..
* درحالی ولنتینو و ولوت درحال سرزنش کردن وینسنتان، وینسنت دستاشو روی میز میکوبه و با عصبانیت ادامه میده..
_ نه!! مهمه شما اینو نمیفهمین!
+ داری زیادی خودتو درگیر میکنی!
× آها و تو میفهمی؟!
+ این مدت رفتارت خیلی عجیب شده!
* وینسنت داد میزنه و با عصبانیت اعتراف میکنه..
_ چون میخوام روحای شما رو پس بگیرم!!
* اتاق تو سکوت مرگباری فرو میره..
ولوت و ولنتینو میفهمن که الان پای خودشونم درگیره..
_ روحای شما معامله شده.. میخوام پسشون بگیرم..
حس میکنم کرکتر ای آی اینو نوشته، عوق..🤡🫵🏻
★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
✍🏻 پارت دوم:
وینسنت چند لحظه دیگه اونجا وامیسته و بعد از یه مدت میره پایین.. خیلی جدی میشینه سر میز تا با ولنتینو و ولوت حرف بزنه..
_ من.. باید راجب یه موضوع جدی باهاتون.. حرف بزنم..
× منظورت مشورته؟
+ منظورش همونه..
ولنتینو به صندلیش لم میده و یه لبخند کوچیک گوشه لبشو میگیره..
_ باش باش، میرم سر اصل مطلب.. هردوتون میدونین که.. (یکم مکث میکنه) این مدت برام سخت بوده که با اون اتفاق کنار بیام.. و.. از همه فاصله گرفتم..
+ بهت گفتم که مجبور نیستی..
* ولوت حرف ولنتینو رو ادامه میده..
× داری بیخودی حرص میخوری..
+ میتونی فراموشش کنیـــ..
* درحالی ولنتینو و ولوت درحال سرزنش کردن وینسنتان، وینسنت دستاشو روی میز میکوبه و با عصبانیت ادامه میده..
_ نه!! مهمه شما اینو نمیفهمین!
+ داری زیادی خودتو درگیر میکنی!
× آها و تو میفهمی؟!
+ این مدت رفتارت خیلی عجیب شده!
* وینسنت داد میزنه و با عصبانیت اعتراف میکنه..
_ چون میخوام روحای شما رو پس بگیرم!!
* اتاق تو سکوت مرگباری فرو میره..
ولوت و ولنتینو میفهمن که الان پای خودشونم درگیره..
_ روحای شما معامله شده.. میخوام پسشون بگیرم..
حس میکنم کرکتر ای آی اینو نوشته، عوق..🤡🫵🏻
★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
- ۵۱۹
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط