𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:52
بعد کمی انتظار بالاخره پسر آمد و وارد ماشین شد
-میریم عمارت؟
+آره، بعد برداشتن آنا میریم بیمارستان
ماشین حرکت کرد و از راه آسفالت در بین درختان سبز جنگل رد شد.
نگاه جونگکوک به منظره بیرونش بود
-اینجا خیلی قشنگه..
نگاه مرد به جاده بود ولی با حرف پسر پوزخندی زد و لب زد.
+اگه خوشت اومده غیر از اون کلبه قدیمی، یک خونه خوشگل برا خودمون بگیرم.. فقط من و تو
جونگکوک نگاهش را سمت مرد برگرداند اخمی محو بین ابرو هایش بود.
-چرا فکر کردی قبول کردم با تو باشم؟ هنوز به شرطی که گذاشتم عمل نکردی
+کدوم شرط؟
جونگکوک حرصی خندید
-الان جدی ای، لعنتی؟
کیم از واکنش پسر لذت برد و تک خنده ای کرد.
+باشه، بچه.. یادمه چه شرطی گذاشتی.. ولی خب دست خودم نیست.. همش یاد اون شب تو بار میوفتم و..
-خفه شو، کیم..اون یک اشتباه بود و دیگه تکرارش نمیکنیم
تهیونگ ابرویی بالا انداخت.
+چقدر مطمئن..
-من گی نیستم، عوضی... شاید اتفاق هایی بینمون افتاده باشه ولی به این دلیل نیست که عاشقتم
کیم چیزی نگفت.. دستش که روی فرمون ماشین بود سفت شد و بند انگشتانش سفید شد.
کنار جاده ماشین را نگه داشت و به پسر نزدیک شد.. چشمانش عصبانیتی که سعی در کنترلش را دارد نشان می داد.
+جرئت داری یک بار دیگه اون حرفو تکرار کن.. بعدش میبینی چیکارت میکنم.
ولی جئون خفه شد.. هیچ کلمه ای از دهانش خارج نشد چون توانش را در برابر هیکله مرد رو به رویش نداشت.
+دیگه چنین حرفی نزن.. چون دلم نمیخواد کار بدی انجام بدم که باعث ناراحتیت بشه..
+ناراحتی تو مساویه با مرگ من،دارلینگ.
کیم گونه پسر را نوازش کرد.
+چه باور کنی چه نه.. من عاشقتم، سنجاقک
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:51دختر به اتاقش رفت.. جلوی آینه ایستاد و به چهره...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:50بوسه ادامه داشت.. جونگکوک توان مقاومت نداشت.. ...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:36همانطور که در خیابان به سمت خانه رانندگی میکرد...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:35پسر از حرف کیم متعجب و کنجکاو بود. -منظورت چی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط