اول دل من بر سر غوغا بنشست

اول دل من بر سر غوغا بنشست
هر دم به هزار گونه سودا بنشست

و آخر چو بدید کان همه هیچ نبود
از جمله طمع برید و تنها بنشست

‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌
دیدگاه ها (۰)

‌‌‌ اے ڪاش تو باشی و، من و،‌بوسہ و‌ ، باران...

گاهی دلت ميخواهددنج ترين گوشه دنيا بايستیو با خيال راحتدلتنگ...

بایدعطر زن رابوییده باشدزنی رالمس کرده باشدیا آواز لالایی زن...

جهانم ،با جهانت ،گفتہ ها دارد‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌

طمع گر کند خصم بر کشورمو یا طعنه آرد به این میهنمبجوشد به رگ...

📜 غزلیات #عطار_نیشابوری 📜 غزل‌_اول

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط