دلم گرفته
دلم گرفته
پر از بغضم
نميدانم کجاى قصه ام
سفرم تا کجاست
اولم يا وسط يا اخرم
نميدانم
شايدم رو به انتهاست
گرچه
چشم هايم بارانيست
دستهايم اسمانيست
دردلم غوغايست
در اين ميان
اميدم به توست
گرچه کوله بارم خاليست
ادعايم واهى نيست
معشوقم معبوديست
پر از بغضم
نميدانم کجاى قصه ام
سفرم تا کجاست
اولم يا وسط يا اخرم
نميدانم
شايدم رو به انتهاست
گرچه
چشم هايم بارانيست
دستهايم اسمانيست
دردلم غوغايست
در اين ميان
اميدم به توست
گرچه کوله بارم خاليست
ادعايم واهى نيست
معشوقم معبوديست
- ۲۲۱
- ۲۴ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط