خنده های از ته دلم را در هفت سالگی جا گذاشته ام

خنده های از ته دلم را در هفت سالگی جا گذاشته ام
شاید بارها خندیده‌ام اما هیچ کدوم مزه‌ی اون روزها رو نداد
دیدگاه ها (۲)

از من که دور میشدی،صدایت را در حنجره ام جا میگذاشتی،اشکت را ...

"میخواهم بدانی که تمام نشده ای!"از ذهنم نرفته‌ای و هنوز در ق...

تو همونی که وقتی میبینم زُل زدی به من دستو پامو گم میکنم و ق...

خواب دیدم مادرم هنوزجوونهپدرم هنوز بلندبلند میخندهخواب دیدم ...

تک پارتی تهکوک

اگر میخواین قدرت هاشو بدنین به 10لایک و اگر میخواین داستان م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط