عالیه بگا رفتیم دوزتان پدر بزرگم بخاطر مریضیش اومده خونمو
عالیه بگا رفتیم دوزتان پدر بزرگم بخاطر مریضیش اومده خونمون بمونه بعد ما معلوم نی ممکنه نصف شبی از خونه بره بیرون واسه همین درو قفل میکنیم الان بخاطر اینکه درو هی قفل میکردیم هی باز میکردیم کیلید توش شکست بابام اومد گرفت درو باز کرد فقط برا اینکه بتونه بره سر کار🥰💔
- ۲۸۱
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط