مرا باور کن

مرا باور کن
پارت 69
ریاء
_هی دارررررری چکا میکنی ولم کننننن
+هیسسسسس خانم من دارم نجاتت میدم باید از من تشکر کنی
_عنتر چه تشکری تو داری منو می دزدی
+خانم دزد چند کیلو؟ مگه تازه نمی خواستی فرار کنی
_از کی فرارکنم
+اااااه ههه یادت رفت یا..... چند مرد دنبالت بودن اگه نمی گرفتمت صد درصد تورو پیدا می کردن
_تو چیزت کمه من از دستشویی اومدم بیرون و این جنگلو دیدم گفتم یه دور بزنم
با تعجب به من نگاه کرد و گفت
+تو و دارررری چی میگی... وایسا
لباسامو بررسی کرد و گفت
+تو تازه یه چیزه دیگه ایی تنت بود
_نه من با همون لباسام از روستا تا اینجا اومدم
+تو.... من واقعا گیج شدم 😐
این داره چی میگه چجوری.......... به غیراز سماء کسی شبیه من نیس
_تو میدونی اسمه این دختره چیه؟
+گدوم دختره؟
_بابا همونی که داشت فراری می کرد
+یادم نمی یاد ولی حرف اولش فکر کنم س چون یه پسری صداش زد
_سماء
+ارههههه
_اسم من ریاء، سماء خواهره منه
+دوقلو هستید
_آره
ولی چجوری...... سماء زنده اس یا........ این روحشع
با صدای پسره به خودم اومدم
+خوشبختم خانم . منم ارسلان تاج الدین هستم
این داره چی میگه تاج الدین 🤔 فامیله آرمان و آرسان
_تو چه نسبتی با آرمان و آرسان تاج الدین داری؟
+.........
................... ادامه دارد........
دیدگاه ها (۱)

My idol

رمان : قلب در تاریکی

𝖕𝖆𝖗𝖙۴یک هفته گذشت.لیسا زندگی معمولی‌اش را داشت. صبح‌ها زود ب...

رومان عشق پنهانی (پارت11)

عشقی حقیقی

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²⁰چشم‌های هیونجین آروم آروم بسته شدد...

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط