در ایوان

در ایوان
سیگاری روشن میکرد
خیره به اسمان
در خود فرو می رفت
پیدا بود
او کسی را
پنهان داشت
در غروب جمعه


#امیرعلی_قربانی
#غروب_جمعه


https://telegram.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۱۰)

شبیه لبی که خنده رفته از انشادی به تن این خانه نمی روداز روز...

فراسوی تکرار هاپنجره ای استکه من در انجا با تو قدم می زنمچای...

می مانم در همین غروب جمعه تا تو بیایی#امیرعلی_قربانی https:/...

عشــــق .!!؟او به تو عادت داردپدر بزرگ همبدون بالشتشبه رختخو...

P10سئول مثل همیشه نورانی بود.هیونجین روی صندلی نشسته بود.داش...

#پناه‌او#پارت‌سومخورشیدی در آسمان می درخشید و بارون بند آمده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط